محمد تقي جعفري
310
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
گريان شدن امير از نصيحت شيخ وعكس صدق او بر وى زدن وايثار كردن مخزن بعد از گستاخى واستعصام وقبول ناكردن شيخ و گفتن كه من بىاشارتى نيارم تصرف كردن ( ( 2772 ) ) اين بگفت و گريه در شد هاى هاى اشك غلطان بر رخ او جاى جاى ( ( 2773 ) ) صدق او هم بر ضمير مير زد عشق هر دم طرفه ديگى مىپزد ( ( 2774 ) ) صدق عاشق بر جمادى مىتند چه عجب گر بر دل دانا زند ( ( 2775 ) ) صدق موسى بر عصا وكوه زد بلكه بر درياى پر اشكوه زد ( ( 2776 ) ) صدق احمد بر جمال ماه زد بلكه بر خورشيد رخشان راه زد ( ( 2777 ) ) رو برو آورده هر دو در نفير گشته گريان هم امير وهم فقير ( ( 2778 ) ) ساعتى بسيار چون بگريستند گفت مير او را كه خيز اى ارجمند ( ( 2779 ) ) هر چه خواهى از خزانه برگزين گرچه استحقاق دارى صد چنين ( ( 2780 ) ) خانه آنِ توست هر چه ميل هست برگزين خود هر دو عالم اندك است ( ( 2781 ) ) گفت دستورى ندادندم چنين كه به دست خويش چيزى برگزين ( ( 2782 ) ) من ز خود نتوانم اين كردن فضول كه كنم من اين دخيلانه دخول ( ( 2783 ) ) اين بهانه كرد ومهره در ربود مانع آن بد كه عطا صادق نبود ( ( 2784 ) ) گرچه صادق بود وبىغل بود وخشم شيخ را هر صدق مىنامد به چشم ( ( 2785 ) ) گفت فرمانم چنين داده است إله كه گدايانه برو چيزى بخواه ما گدايانه از اين در خواستيم ور نه از اموال بىپرواستيم آيه 1 - « اِقْتَرَبَتِ اَلسَّاعَةُ واِنْشَقَّ اَلْقَمَرُ 54 : 1 » ( 1 ) ( ساعت [ وقت ] نزديك شده و ماه از هم شكافت ) توضيح - موضوع اعجاز را در مجلدات گذشته مشروحا توضيح دادهايم .
--> ( 1 ) سوره القمر ، آيهء 1 . .